تحولات منطقه

تصادف شدید دو دختر موتورسوار نوجوان شانزده و هفده ساله با یک تریلی در میدان ترمینال ابهر یا لحظه زیر گرفتن دو دختر موتورسوار توسط نیسان در ابرکوه یزد که به مرگ هر دو منجر می‌شود، تنها بخشی از حوادثی است که تصاویر ویدئویی یا اخبار آن منتشر شده.

خبر تصادف منجر به مرگ دختران نوجوان موتورسوار در دو شهر کشور چه هشدارهایی به همراه دارد؟/ خطر در کمین موتورهای پاستلی
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

تصادف شدید دو دختر موتورسوار نوجوان شانزده و هفده ساله با یک تریلی در میدان ترمینال ابهر یا لحظه زیر گرفتن دو دختر موتورسوار توسط نیسان در ابرکوه یزد که به مرگ هر دو منجر می‌شود، تنها بخشی از حوادثی است که تصاویر ویدئویی یا اخبار آن در روزهای گذشته در فضای مجازی منتشر شده است.

می‌خواهیم چه بگوییم؟

قلاب این لید و آنچه خواندید قرار نیست ذهن مخاطبان را با نگاهی بدبینانه متوجه پیامدهای استقبال دختران از موتورسیکلت کند. این گزارش با آنکه نقش جنسیت را در بروز حوادث اینچنینی نفی نمی‌کند؛ اما سعی دارد با تأکید بر نظرات کارشناسان، به عوامل دیگری در این‌خصوص اشاره کند؛ به عواملی که معمولاً نقش آن‌ها در بروز این‌گونه حوادث یا دیده نمی‌شود و یا قانون‌نویسان آن‌قدر آن‌ها را بی‌اهمیت دانسته‌اند که جایی در بندهای تخلفات و جرایم رانندگی برایش باز نکرده‌اند.
این گزارش قرار نیست چرایی منع یا تأخیر صدور گواهی‌نامه برای زنان را دوباره تکرار کند؛ قرار است بگوید گرچه عده‌ای همچنان با ترسیم تصویر کلیشه‌ای «زن موتورسوار» از افزایش تعداد موتورسواران زن و بن‌بست مسیر مشخصی که برای دریافت گواهی‌نامه آن‌ها وجود ندارد، اظهار نگرانی می‌کنند؛ اما واقعیت آن است آنچه ممکن است امنیت خیابان را تهدید کند، موتورهای کوچک پاستیلی رنگ خانم‌ها نیست؛ ورود غیرمجاز به حریم آن‌ها و نبود تابلوهای هشداردهنده یا توقف مطلقاً ممنوع در مسیر جنسیت آن‌هاست.
سوژه‌ای تکراری که ابژه آن تنها نوع وسیله نقلیه‌اش نیست؛ تفاوت نگاه به جنسیتی است که اتفاقاً به اذعان کارشناسان، نسبت به جنس مخالف خود، پایبندی بیشتری به قانون دارد و حتی همان قواعد آزمون نداده را هم به‌خوبی می‌داند و به آن عمل می‌کند.
چنان‌که چندی پیش سرهنگ رابعه جوانبخت، رئیس اداره تصادفات پلیس راهور تهران بزرگ در تأیید همین ادعا گفته بود: «در تصادفات جرحی، ۸۸درصد مردان و تنها ۱۲ درصد زنان مقصر بودند. خانم‌ها تخلفات حادثه‌ساز را کمتر تجربه می‌کنند و انتخاب آن‌ها معمولاً احتیاط است. آن‌ها خیلی رفتارهای پرخطر و ریسک‌پذیر را انجام نمی‌دهند».بنابراین؛ موتور، سوژه نیست، به دلیل آنکه بسیاری از خانم‌ها می‌گویند اگر دختر دوچرخه‌سوار هم باشی یا پشت فرمان خودروات هم بنشینی حتماً برای یک‌بار هم که شده آزار و اذیت برخی رانندگان خودروها، موتورسوارها یا عابران را تجربه کرده‌ای؛ با ویراژ دادن، کُند کردن سرعت، متلک یا ناسزاگویی و حتی پیچیدن در مسیر حرکت وسیله نقلیه‌ات کاری می‌کنند تا تمرکز یا تعادلت را از دست بدهی.

تجربه‌های تلخ

از صدور نخستین گواهی‌نامه برای زن ایرانی ۸۶ سال می‌گذرد. اتفاقی که به سال ۱۳۱۹ هجری شمسی در کشور برمی‌گردد. با این‌حال و با آنکه دیگر رانندگی زنان به یک روزمره معمول بدل شده؛ اما نگاه‌های جنسیتی به رانندگی زنان همچنان قدرت بیشتری دارد، آن‌قدر که تجربه برخی زنان از ناامنی روانی در حین رانندگی و سکوت در برابر آن سؤال‌برانگیز استو متأسفانه این تفکر جنسیتی تفاوتی میان زنانی که کامیون و اتوبوس می‌رانند یا زنانی که خلبان هستند با زنان موتورسیکلت‌سوار قائل نیست.
چندی پیش، یکی از زنان دوچرخه‌سوار در مصاحبه‌ای از آزار و اذیت‌های دیگران هنگام دوچرخه‌سواری گفته بود، از ضربه‌هایی که سرنشینان خودروها از پشت به کمرش می‌زدند، از پرتاب میوه و زباله و پاشیدن آب از داخل خودرو به صورتش، از تعقیب‌های موتورسوارانی که قصد سوءاستفاده و آزار فیزیکی‌اش را داشته‌اند.
از لحظه‌ای که خودرو به‌قدری خودش را به او نزدیک کرده که موجب انحراف دوچرخه‌اش از جاده و زمین خوردنش شده، از اینکه بارها با جملاتی زشت و رکیک مورد فحاشی قرارگرفته یا چندین بار تعقیب و تهدیدش کرده‌اند.
خانمی دیگر از تجربه آموزش رانندگی و روزهای اولی برای ما تعریف می‌کرد که پشت فرمان نشسته بود؛ می‌گفت: با اینکه مربی من، مرد بود و خواهرم هم به توصیه آموزشگاه بر صندلی عقب خودرو نشسته بود، اما بارها و بارها خودروهای دیگر یا موتورسوارها آن‌قدر به خودرو نزدیک می‌شدند، بوق می‌زدند و متلک می‌گفتند که ناخودآگاه تعادلم را از دست می‌دادم، چند بار هم ماشین خاموش می‌شد و مجبور بودم دوباره آن را روشن کنم. اعتماد به نفسم را از دست داده بودم؛ در حدی که یک‌بار پس از گرفتن گواهی‌نامه وقتی پشت چراغ قرمز ماشینم خاموش شد و روشن نمی‌شد، آن‌قدر گریه کردم که خانم دیگری دلش سوخت و برای کمک پشت فرمان نشست و او بقیه مسیر را ادامه داد!
خانم دیگری عنوان می‌کند: خیلی وقت‌ها مردها بدون راهنما و احتیاط جلو من می‌پیچند تا مثلاً جلوتر از یک دختر باشند. یک‌بار وقتی از دانشگاه برمی‌گشتم، تعداد ماشین‌های سنگین زیاد بود و من با پراید باید به‌سرعت از کنار آن‌ها می‌گذشتم؛ چون خیلی وقت‌ها این ماشین‌های سنگین‌ یا وانت‌های باری دنبال من می‌کردند و با من هم لاین عوض می‌کردند که ترس وحشتناکی را تجربه می‌کردم. درصورتی‌که با هیچ راننده مردی این کار را نمی‌کردند و من چون زن بودم، چنین چیزی را تجربه می‌کردم.
مادری هم به تجربه فرزندش از موتورسواری اشاره و بیان می‌کند: دخترم حسابدار یک شرکت خصوصی است. دو ماه پیش موتورسیکلت سبکی برای رفتن به محل کارش خریدیم. در همان روزهای اول با چند ساعت آموزش به کمک همسرم توانست به موتور مسلط شود.
چند روزی گذشت و از اینکه توانسته بود بخشی از پولی را که بابت تاکسی‌های اینترنتی می‌پرداخت پس‌انداز کند خوشحال بود تا اینکه یک شب با دست و صورت زخمی و خون‌آلود به خانه برگشت. می‌گفت دو موتورسوار بیش از نیم ساعت مزاحمش شده‌اند و او آن‌قدر هول شده که پس از برخورد با جدول کنار خیابان و تیر چراغ برق، متوقف شده است. عده‌ای از مردم هم فقط تماشا می‌کردند و می‌خندیدند!
داستان نگاه جنسیتی به رانندگی زنان، روایت‌های مختلف دارد. شاید شما هم بارها در کوچه و خیابان، خانم راننده‌ای را دیده‌اید که هنگام پارک دوبل، هول شده و جمعی از رانندگان مرد را معطل کرده است، آن وقت تازه غر زدن‌ها و متلک‌های مردانه شروع می‌شود، چون می‌دانند بسیاری از زن‌ها به‌ویژه در چنین موقعیت‌هایی یا بی‌دفاع‌اند یا ترجیح می‌دهند سکوت کنند.

زنان امنیت می‌خواهند

براساس خبرهای غیررسمی، تنها در دو سال گذشته نزدیک به ۶۰۰هزار موتورسیکلت توسط بانوان خریداری شده است. پس چه خوشمان بیاید و چه از شنیدنش ناخوش شویم باید بپذیریم عده‌ای از زنان هم می‌خواهند موتورسواری امن را تجربه کنند. با موتورهایی که صدای اگزوز آن‌ها برخلاف صدای اگزوز موتورهای مردان آزاردهنده نیست و به دلیل همان خوی زنانه‌شان ویراژهای آنچنانی نمی‌دهند، خیلی‌هایشان به هر بهانه که بگویید کلاه کاسکت می‌گذارند.
موتورسواری مسئله اصلی زنان نیست؛ مسئله اصلی امنیتی است که باید برای زنان، چه با داشتن گواهی‌نامه و چه بدون آن فراهم شود. این امنیت را چه با تصویب لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت – که ۱۵ سال بی‌نتیجه مانده – چه با نبود آن باید تأمین کرد. شهر چه برای زنان پشت فرمان خودرو، چه برای زنان دوچرخه‌سوار و چه برای زنان و دختران موتورسوار باید امن باشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha